Loading...

بنیاد قلم فارابی

علاقمندان به عضویت در بنیاد قلم فارابی و فعالیت در حوزه فرهنگی،ادبی و اجتماعی می توانند از طریق ایمیلهای زیر درخواست خود را ارسال فرمایند.

info@farabips.com

ایمیل مدیر عامل:

smaeil.lotfi @ gmail.com

سبد خرید شما

سبد خرید شما خالی است

آمار

  • تعداد کالا: 74
  • بازدید امروز: 166
  • بازدید دیروز: 540
  • بازدید کل: 404894

پست مدرنیسم ( گفتگوی شهریار گلوانی با مارال عرفانیان)

پست مدرنیسم ( گفتگوی شهریار گلوانی با مارال عرفانیان)

آشنایی مختصر با شهریار گلوانی:
جناب شهریار گلوانی ، یکی از مفاخر شهر خوی است وی مترجم ، مدرس ، شاعر ، نویسنده و به نظر می رسد از همه مهمتر منتقد ادبی است و ازجمله کتاب های که ترجمه کرده است ” کتاب گذر از تونل ” و مقاله ” ترکیه: از فضای امنیتی – نظامی به

مارال عرفانیان : !!؟؟

و اما متن مصاحبه

شهریار گلوانی: لطفاً در فرصت کوتاهی که در اختیار داریم بفرمایید »پست مدرنیسم« چیست؟ گرچه ممکن است این پرسش قدری عامیانه باشد.

مارال عرفانیان: این پرسش برخلاف نظر شما ابداً عامیانه نیست. نه تنها عامیانه نیست که اساساً معرفت شناسانه هم هست. به عبارت بهتر شامل موضوعاتی همچون حصول دانش و آگاهی به واسطه یِ افراد مستعدی می شود که حوزه هایِ آگاهی و ساختار متفاوت دانش و علم دارند و از همین روست که نیازمند توضیح و تفسیر و تبیین علمی و متدولوژیک است. اما اگر منظور شما دریافت پاسخ عامیانه است باید عرض کنم فرق مدرنیسم و پست مدرنیسم در این است که روزی روزگاری پدران ما اگر قصد خرید مثلاً یک رادیو را داشتند براحتی قادر به تشخیص جنس اصلی از بدل بودند چرا؟ چون در دوران مدرنیستی زندگی می کردند اما امروزه تشخیص رادیوی اصل از بدل بدلیل موقعیت تاریخی تکنولوژی براحتی و سادگی آن روزها نیست چرا؟ چون دوران دوران پست مدرنیسم است.

شهریار گلوانی: اگر قضیه به این روشنی و سادگی است پس بازیگوشی مدافعین پست مدرنیسم از چه روست که موضوع را پیچیده می کنند و مفاهیمی را عرضه می کنند که عموماً نقیض یکدیگرند و ابهام و گنگی می آفرینند تا روشنگری. فی المثل بانیان اصلی پست مدرنیسم از جمله لیوتار و جنکز مفاهیمی پیش کشیده اند که تقریباً وجه مشترکی باهم ندارند…

مارال عرفانیان: گفته شما را هم می پذیرم و هم نمی پذیرم. می پذیرم از این رو که علاوه بر نمونه هایی که ذکر کردید با مراجعه به آثار دونالد بارتلمه، ریچارد کوستلانتز و احب حسن و دیگران گفته شما بیشتر تأیید می شود: بارتلمه می گوید: اگر زمان حال را مدرنیسم بدانیم آنگاه پست مدرنیسم یعنی تعلق به آینده، چیزی که هنوز نیامده است. بروک رز به جای پست مدرنیسم، موست مدرنیسم(most modernism) را بکار برده و عده ای دیگر پست مدرنیسم را گسست تاریخی از مدرنیسم ندانسته و آن را قطعی شدن مدرنیسم بشمار آورده اند. و نمی پذیرم به خاطر اینکه قضیه به این سادگیها هم نیست. اینکه من آن را به شکلی عامیانه بیان کردم فقط برای اذهان ساده اندیش و ساده پذیر قابل قبول است چون کنه مسئله در اینجاست که پست مدرنیسم خود را در تقابل و نقد مدرنیسم تعریف کرده است و این نشانه عدم اصالت این جنبش است. چون در هیچ کجا نمی توان جنبشی ادبی، سیاسی، فرهنگی، فلسفی و غیره را سراغ گرفت که خود را با »پست« تعریف کرده باشد مثلاُ »پست رئالیسم« »پست ایده آلیسم« »پست مارکسیسم « و… پائولو پورتوگوسی (Paolo Portoghesi) در کتاب معماری مدرن همین تقابل را در نظریه معماری الفایِ استیلایِ هندسه اقلیدسی یعنی استفاده از خط هایِ راست، اشکال مربع و چهارگوش می داند. و به نظر ویکتور گریگوتی دیگر پیوندی بین پروژة معماری و پیشرفت اجتماعی ـ تاریخی برای تجسم رهایی انسان وجود ندارد. در حوزة ادبیات هم وضع به همین منوال است از نظر دیویدلاج متن پست مدرنیستی یعنی متنی که شامل خصوصیاتی است از این قبیل: تناقض، عدم انسجام، فقدان قاعدة تصادف، زیاده روی و اتصال کوتاه، اما احب حسن معتقد است که داستان پست مدرن عبارت است از: اعتیاد به زندگی شهری (urbanism)، لزوم بهره گیری از تکنولوژی، حذف انسان، عشق به بدویت، اروتیسم، اخلاق ستیزی و تجربی بودن.

شهریار گلوانی: در اینصورت ما با »مکتب پست مدرنیسم« طرفیم نه با »موقعیت پست مدرن« و این خود نوعی پارادکس است، چون لزوماً باید فلسفة تاریخی برای این مکتب اقامه شود، مکتبی که خود نوعی نفی تاریخ است.

مارال عرفانیان: ببینید اگر به این صورت پیش برویم از سؤال اصلی دور خواهیم شد. بحثی که شما با این سؤال قصد باب گشایی آن را دارید ناشی از سوء تفاهم نسبت به ادعای دیویدلاج است.

شهریار گلوانی

شهریار گلوانی: پس به بحث اصلی برگردیم. من هنوز پاسخ سؤالی را که در ابتدای مصاحبه مطرح کردم، نگرفته ام.

مارال عرفانیان: حق با شماست. اینکه انتظار داشته باشید مفهومی جامع و مانع از »پست مدرنیسم« داشته باشید قدری خوش خیالی است. البته می توان در خصوص تاریخچة پیدایش این مفهوم و سیر تطوّر و تحول آن بحث کرد و می توان با کدگذاری تعریفی ضمنی از آن بدست داد اما نهایتاً تشریح و تقلیل پست مدرنیسم به چند نشانه، ناسازه هایِ دیگری را در پیش رویِ ما قرار خواهد داد. خصوصاً در حوزة فلسفه که محل چالش، تنازعات و اختلاف نظرهای بیشماری خواهد بود. اما عجالتاً باید بگویم که آنچه تاکنون در پاسخ »پست مدرنیسم« چیست؟ گفته شده چه در ایران و چه در خارج از ایران بیشتر پیگیری روند رشد و توسعه این مفهوم است نه جستجویِ معنای آن. زیرا برای درک معنای آن ابتدا باید مدرنیته را خوب تجزیه و تحلیل کنیم تا بتوانیم روشن سازیم که پست مدرنیسم در پی نقد مبانی چه چیزی است؟ همین مشکل البته برای مدرنیته هم موجود است. هانری مشونیک نظرش بر این است که »مدرنیته نمی تواند معنایی یگانه داشته باشد، چون خود مدرنیته جستجویی در پی معناست.« خُب. الان مشکل شد دوتا. خود پست مدرنیسم حاوی ابهامات در تعریف بود و »مدرنیسم« هم مزید بر علت. فلذا می بینید که مسأله به این سادگیها هم نیست. البته این مصاحبه نکتة مثبت اش سؤالاتی است که بعنوان معضل نظری در جامعه ما مطرح اند و بر عهدة همة اندیشمندان است که در حد توان در جهت پاسخگویی به این سؤالات کوشش کنند. علی ایحال برای اینکه پاسخی به سؤال آغازین شما داده باشیم بطور کاملاً مجمل می گویم که: پست مدرنیسم مدعی نقد رادیکال مدرنیسم است. به گمان آنها باید بنیانهای متافیزیکی مدرنیته را بطور مطلق و بدون هیچ گونه قید و شرطی مورد نقّادی قرار داد. تضادهایِ درونی و بنیادین مدرنیته را شناخت و علل ناکامی و ناکار آمدی آن را بررسی کرد. نخستین گام و مفیدترین گام در این خصوص به گمان من بازخوانی مجدد مقالة تنظیمی شما در شماره هایِ پیشین »اورین« تحت عنوان »الیناسیون« است. نمایان کردن تلاش نافرجام مدرنیته برای آزادی انسانها و بیگانگی انسانها از محصولِ کارشان همچنانکه شما هم اشاره کرده اید از نکات جنجال برانگیز سه دهه ـ و یا حتی بیشتر ـ جدال و چالش فکری روشنفکران و اندیشه ورزان بوده است. اینها بعلاوه مسایل دیگر، نهاده هایِ مورد پذیرش پست مدرینست هاست که در نقد مدرینسم بکار می روند و باید هر چه بیشتر مورد نقد و بررسی قرار گیرند. در این میان اما باید بدقت مواظب نگره هایِ بی ربطی بود که علیرغم خوش ساخت بودن زیرکانه سر هم بندی شده اند تا آش در هم جوشی شوند برای بازی با ناآگاهی دیگران. همچون حکایت پادشاهی که خیاطان زیرک برای سرکیسه کردن اش، جامه ای بی تار و پود می دوزدند که گویا تنها خردمندان قادر به دیدن آن هستند. کسی را یارای اعتراض و بیان واقعیت نیست چون می ترسند متهم به بی خردی گردند. مگر کودکی خردسال که خنده سر می دهد. بیایید کودک باشیم و نهراسیم و در برابر ادعاهایِ پوچ و میان تهی جسارت اعتراض داشته باشیم.

 


نظرات
    ارسال نظر





    Powered by WebGozar

    پارسیان پال